: کوه می شوی
سنگریزه های زخمی ات منم !
..........................................................................
۲) قاب این دل را آنقدر می کوبم
که
هوای میخ شدن تو از یادش برود !
از وقتی آجرهای این ساختمان
روی سرم زیادی می کنند
من دیگر بلد نیستم عین خودم راه بروم
هوای این شهر آلوده است
و نفسهای مردم روی ابرهای کثیف شکل خودشان شده است!
حالا دیگر مردم بیشتر به آسمان نگاه می کنند ....
روزه سکوت می گیرم
...........................................
" تو " متولد می شوی !