تبليغاتX
بغض سكوت
بغض سکوت
شنبه سی ام دی 1385
تولد...
+ نوشته شده در 23:47 توسط دنیا.
سه شنبه نوزدهم دی 1385
با "تو" نمیشه زندگی کرد با تو میشه زنده بود   همین ..........!

 با تو میشه فکر کرد این آسمون قشنگتره پس باید بیشتر بهش چشم دوخت با تو میشه فهمید چرا دیوونه ها وقتی ماه رو نگاه می کنند دیوونه تر میشند با تو میشه فهمید چرا حوا از دلهره ی دزدیدن سیب به آدم نگاه کرد ...میشه سربزیر نبود به خیابونها به آدمها به همه جا بیشتر نگاه کرد وقتی  باید بین اینهمه شبیهِ غریب  دنبال تو بگردم .... میشه نقاشی کرد روی دیوارهای اتاق خطهای نبودنتو رنگ زد ...با تو میشه بلند خندید ! وقتی هق هق های منو میشه قهقهه شنید ...میشه ستاره ها رو نگاه کرد که ستاره شدی رفتی تو آسمون میشه یواشکی به چشمکهای کم سوی ستاره ها نگاه کرد ... میشه سه تار زد ...تار ...تار ...تار...."تو کمان کشیده و در کمین ... که زنی به تیرم و من غمین .../ همه ی غمم بود از همین ... که خدا نکرده خطا کنی !...خطا نکردی اما ...تو که دلرحم نبودی میشد یکباره رها کنی .../

با تو میشه راه رفت نوشت شعر خوند میشه حتا طناب بازی کرد ...آواز خوند میشه نفس کشید میشه نفسها رو نشمرده حبس کرد ... با تو میشه از هر عطسه ی تردید کرد برای صبر ِ بودنت !

با تو میشه زیر بارون اونقدر آروم راه رفت که مردم با حیرت نگاهشون ازت بترسند ...  میشه چتررو شرمنده ی بارونو برف کرد میشه رو برفا نشست وبوی گل یخ گرفت   با تو میشه همه ی این با توبودنها رو خواب دید میشه عمر خوابو زیاد کرد با تومیشه اینهمه بود و برای اینهمه بودن شمع روشن کرد ...میشه ...میشه برات تولد گرفت ...تنها بدون "تو" ! این شمعها روشن می مونند تا زمستونهای همیشه سرد .../ روشن می مونند... کسی نبود فوتشون کنه بال پروانه ها سوختند نگو چرا فراموشم نکردی !...زمین روسفید شده صدای پای سپید برفارو میشنوی... جای انکار نیست نخواه سیاه ببینمت !

فرشته ها اگه میدونستند من روز تولد تو رو یاد میگیرم دل منو از سنگ میساختند !

........................

"نگاه کن! با تو میشه اینهمه زنده بود و زندگی نکرد..."

 

 

+ نوشته شده در 23:47 توسط دنیا.
یکشنبه دهم دی 1385
دیشب ذکر نام تو را میگفتم

دانه های تسبیح از بین انگشتانم فرار میکردند ...

خدا نبودی که

                  بدانی خدایم شدی !

 

+ نوشته شده در 0:32 توسط دنیا.
پنجشنبه هفتم دی 1385
گفت: آنقدر بنو یس تا  از من تمام شوی

تمام شدم !

نمیدانست قلم از نگاه او قامت بسته است

                                                       که سجده بر کاغذ بگذارد ...

+ نوشته شده در 1:43 توسط دنیا.
جمعه یکم دی 1385
...

....................

 

+ نوشته شده در 22:51 توسط دنیا.

href="http://blog.horm.org" title="Hallucinations Of Reabsorbed Mind">Horm
Phorm
غیره
PsycHo: Free Template Generator
Get FireFox!
XHTML Validator
>  

RSS

Archive