تبليغاتX
بغض سكوت
بغض سکوت
شنبه یکم اردیبهشت 1386

بگذار باران ببارد  سالهاست  به خیال خیس ما  باران نمیخورد 

    غمی نیست ...!

   

 چترش سوراخ شده بود و چشمکهای ستاره ی کوچکش به چشمش  نمیخورد  

سالها بود که میخندید به تمام بهانه های  سپیدش "من از بهانه افتادم از تمام بهانه های بی تو "

چشم باز کرد .....سایه کسی بر دستانش افتاده بود...سنگین !

 خندید خندید خندید ...  اشک ستاره ها سوراخهای چترش را بست 

 

گفتند: عروس به چشمانت افتاده است 

نمیدانستند : سالها  شب هرگز شب نخواهد شد . . .      

+ نوشته شده در 0:14 توسط دنیا.

href="http://blog.horm.org" title="Hallucinations Of Reabsorbed Mind">Horm
Phorm
غیره
PsycHo: Free Template Generator
Get FireFox!
XHTML Validator
>  

RSS

Archive